خیانت

دیگر نمی شود اعتماد کرد . . .

دنیا پر شده از خیانت . . .

خیانت مرد به همسرش . . .

خیانت زن به شوهرش . . .

خیانت دختر به عشقش و بر عکس . . .

خیانت یعنی دختری که با ترس و لرز در خیابان راه میرود . . .

خیانت یعنی مردی که از ترس نگاه های مردم اجازه خروج به زنش نمیدهد . . .

خیانت یعنی دختری که از ترس نگاه های هوس آلود حلقه دستش میاندازد و بیرون میرود . . .


ادامه نوشته

اولین روز بارانی

 

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم

 وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم

دومین روز بارانی چطور؟

پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم

 سعی می کردی من خیس نشوم

و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود

و سومین روز چطور؟

گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری


ادامه نوشته

اینشتین و مریلین مونرو

می گویند "مریلین مونرو " ( زیبای زمان خود ) یک وقتی نامه ای نوشت به " البرت اینشتین " که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه ها یمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند ! 

اقای " اینشتین " هم نوشت : 
ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم .واقعا هم که چه غوغایی می شود ! 
ولی این یک روی سکه است . 
فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود !
ادامه نوشته

پیرمرد و دختر ! ...

فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود؛ روی نیمکتی چوبی؛ روبه روی یک آب نمای سنگی.

پیرمرد از دختر پرسید :
- غمگینی؟
- نه
- مطمئنی؟
- نه
- چرا گریه می کنی؟
- دوستام منو دوست ندارن
- چرا؟
- چون قشنگ نیستم
- قبلا اینو به تو گفتن؟
- نه

ادامه نوشته